السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

627

مصنفات مير داماد

مرضيّهء أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ گرديده ، از خلوص عقيدت وخير خواهى كه از مهبّ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ وزيده ، به اهداء آنكه موجب مسرّت خواطر حواشي محفل فلك تزيين ومجلس بهشت آيين بود ، ساحت منير شاهانه وعرصهء مستنير پادشاهانه از غبار تندباد أرباب فساد تصفيهء تمام يافت ، وروابط طرفين وعلاقهء جانبين از آن در اهتزاز آمده ، نزهت‌فزاى فضاى دلگشاى خواطر زكيّه گرديده ، به نظر إكسير تأثير همايون ما رسيد ، وبر جميع آنچه در حيّز تقدير ومكان تسطير گرفته بود اطّلاع حاصل شد . وشرحي چند كه در باب « خان احمد گيلانى » ونسبت نقض عهد به وكلاى ذىشأن أعلى حضرت خاقان سليمان مكاني نگاشتهء كلك خجسته سلك گشته بود ، جواب هريك را بر سبيل اجمال طوطى قلم شيرين زبان كه مترجم أصول أمّهات كون ومكان است در حيّز بيان آورد . أوّلا ، آنچه در وادى حسب ونسب مشار إليه ومحبّت أهل بيت ونسبت دودمان والامكان خاندان طيّبين وطاهرين كه قوائم احترام ايشان از جواهر گرانبهاى ( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ) ترصيح پذيرفته وبنيان والامكان اعزازشان به موجب « إنّي تارك فيكم الثّقلين » ارتفاع يافته ، مرقوم فرموده‌اند . بر ضمير أفاضت تنوير مخفى وستير نيست كه چون كسى خود را نسبت به خاندان نبوّت وولايت نمايد واجب ولازم است كه با خلايق وعباد اللّه وكافّهء رعايا ، كه ودايع خالق البرايااند ، به قوانين مستقيمهء شرع مبين وسنّت سنيّهء حضرت سيّد المرسلين 6 ، عمل نموده ، نه آنكه از مسلمانان به طريقي كه از مجوس وكفّار جزيه مىگيرند زر ستاده ، نام آن را « سره زر » نهد ودختران مسلمين را به كنيزى برده « گيله » نام كند ، ومحدث أنواع ظلم واقسام ستم گردد . وبا وجود اين حالات ، در إزاء حقوق تربيت ورعايت كه از اين دودمان ولايت نشان يافته بود وبر عالميان اظهر من الشّمس است وگلستان مطالب ومآربش از جويبار احسان ومكرمت شاهانه سرسبز وشاداب گرديده ، از اقران وهمگنان به مزيد عواطف خسروانه وخلعت سامى نامى مصاهرت وقرابت امتياز واختصاص